۱۳۹۴ شهریور ۲۹, یکشنبه

یک رسوایی جدید برای ورزش قهرمانی شکست و پناهندگی در کشتی ایران


همزمان با سلسله ناکامی های تیم ملی کشتی فرنگی ایران در آمریکا، شایعات درباره پناهندگی محسن حاجی پور، کشتی گیر وزن ۵۹ کیلوگرم که به مسابقات لاس وگاس اعزام شده بود، حال و هوای اردوی تیم ملی را بیش از پیش متشنج کرد و سرانجام نیز، این کاروان ورزشی روز گذشته  بدون او و حسن بابک، مدیر تیم ملی کشتی فرنگی به تهران بازگشت.
شایعه پناهندگی این کشتی گیر ملی، دیروز در رسانه های داخلی در ابعاد وسیعی منتشر شد به طوری که سایت تابناک در گزارشی نوشت: "شامگاه شنبه خبر عجیبی در فضای اردوی فرنگی پیچید. ظاهرا یکی از اعضای کاروان اعزامی کشتی به لاس‌وگاس از اردوی تیم ملی خارج شده و قصد پناهندگی در کشور آمریکا دارد. این کشتی‌گیر که ذخیره حمید سوریان بود، با اینکه در انتخابی در وزن ۵۵ کیلوگرم اول شده بود، با فشار مقامات رده بالای فدراسیون کشتی از مبارزه در مسابقات جهانی بازماند. ظاهرا این کشتی‌گیر ۲۷ ساله و آملی به همین دلیل انگیزه خود را از دست داده و یا شاید هم برای انتقام از مدیران فدراسیون دست به چنین عمل جنجال‌سازی زده است. بر اساس شنیده‌ها، اعضای کاروان کشتی ایران در آمریکا تلاش‌های گسترده‌ای را برای پیدا کردن این کشتی‌گیر فراری آغاز کرده‌اند و امید دارند با پیدا کردن او و راضی کردنش مبنی بر برگشت به ایران، جلوی یک آبروریزی جدید در رشته کشتی را بگیرند که در پناهندگی ید طولایی دارد".
ساعتی پس از انتشار این خبر، سایت بهارنیوز به نام این کشتی گیر اشاره کرد و نوشت: "تیم ‌ملی کشتی فرنگی ایران پس از کسب عنوان چهارمی در ر‌قا‌بتهای جهانی لاس وگاس در حالی به ایران بازگشت که مدیر تیم‌های ملی فرنگی و نفر ذخیره وزن ۵۹ کیلوگرم تیم ‌ملی به همراه این تیم به ایران نیامدند. گفته می‌شود حسن بابک چند روز دیرتر از تیم ملی کشتی فرنگی به ایران باز خواهد گشت.اما جدا از حسن بابک، مدیر تیم‌های ملی که به همراه تیم ‌ملی به ایران نیامده است، محسن حاجی پور فرنگی کار وزن ۵۹ کیلوگرم ایران نیز که به عنوان نفر ذخیره حمید سوریان راهی ر‌قا‌بتهای جهانی آمریکا شده بود به همراه این تیم به ایران باز نگشته است و این که گفته می‌شود او به همراه آزادکاران به ایران باز خواهد گشت، نکته بسیار عجیبی به نظر می‌رسد".
این سایت از موضع گیری محسن گودرزی، وزیر ورزش در این باره خبر داد و به نقل از وی نوشت:« به هیچ وجه نباید فردی از کاروان ‌های اعزامی ورزشی ایران در کشوری بماند و به صورت جداگانه به ایران باز گردد».
 گودرزی در حاشیه نشست با روسای فدراسیون‌های ورزشی، گفته است: "این که ورزشکار و یا مربی به خارج از کشور برود و دیرتر از موعد مقرر به کشور باز گردد با توجه به فضایی که در ورزش وجود دارد، این موضوع می‌تواند آسیب بزند. پس مراقب باشید که اعضای تیم‌ها در زمان مقرر خود باز گردند و نمی‌خواهد به آنها این هدیه را بدهید که یکی، دو روز در آنجا بمانند. همچنین مراقب باشید که ورزشکارانتان گم نشوند".
اعلام نام این ورزشکار که با وجود شکست دادن حمید سوریان، نتوانسته بود در مسابقات شرکت کند، حکایت از قطعی شدن تصمیم او به پناهندگی دارد حال آنکه، حسنی‌خو مدیرکل حراست وزارت ورزش به نسیم گفته است: "هنوز کاروان کشتی آزاد به ایران برنگشته و حسن بابک و محسن حاجی‌پور با آنها به ایران برمی‌گردند. فدراسیون کشتی دلیل برنگشتن آنها را بهتر می‌داند و وقتی کاروان تیم ملی به ایران برگردد، آنها باید در این باره پاسخگو باشند. البته آنها قرار نیست پناهنده بشوند و مشکل خاصی وجود ندارد".
حالا اما، اشاره این مقام امنیتی به لزوم پاسخگویی "این دو" شائبه پناهندگی حسن بابک، مدیر تیم ملی کشتی فرنگی را نیز تقویت کرده است، هر چند که خبرگزاری مهر تلاش کرده تا او را "در جستجوی حاجی پور" نشان دهد: "حسن بابک به عنوان مدیر تیم ملی کشتی فرنگی همراه با اعضای تیم فرنگی به ایران بازنگشت و عنوان شده وی طی چند روز آتی به ایران می آید. ماندن حسن بابک در آمریکا حکایت از آن دارد که پناهندگی حاجی پور جدی است و بابک طی روزهای آتی در صدد آن است تا این فرنگی کار را به کشور بازگرداند. درحالی که ابهامات زیادی در این مورد وجود دارد و برخی نزدیکان کشتی اظهارات متفاوتی دارند، اما برخی منابع نزدیک به این کشتی گیر عنوان می کنند وی در آخرین اظهار نظرش اعلام کرده قصد بازگشت به ایران را ندارد".
ایسکا نیوز اما اطلاعات تازه تری دارد و می نویسد: "آیا واقعا محسن حاجی پور قصد پناهندگی در ینگه دنیا را دارد؟ به نظر می رسد در انتقال این خبر شیطنت هایی وجود داشته، هرچند که تا زمان بازگشت حاجی پور نمی توان اظهار نظر قطعی و نهایی روی این موضوع داشت. آنطور که از اردوی کشتی فرنگی خبر می رسد و البته مورد تایید مسوولان کشتی هم رسیده، حاجی پور که تنها به عنوان همراه تیم و برای تقدیر از زحماتش عازم آمریکا شده بود پس از پایان بازی های فرنگی کشورمان از مسوولان تیم تقاضا می کند تا چند روز بیشتر در آمریکا بماند تا به گشت و گذار بپردازد. اما این درخواست با مخالفت حراست کشتی فرنگی و سایر مسوولین مواجه می شود و در این بین به غیر از حاجی پور، ۲ کشتی گیر دیگر هم درخواست ماندن دادند که با آنها نیز مخالفت شد. با وجود مخالفتی که با ماندن حاجی پور شد، این کشتی گیر برخلاف آن ۲ کشتی گیر از خودش  سرسختی نشان داد و با پافشاری بیش از حد حاضر نشد همراه سایر اعضای کشتی فرنگی به کشورمان بازگردد. همین اتفاق شایعه پناهندگی او را بر سر زبان ها انداخت. شایعه ای که بعید به نظر می رسد به واقعیت تبدیل شود و با توجه به اینکه تیم کشتی کشورمان بدون روادید وارد این کشور شده بودند، حتی قوانین آمریکا هم به او اجازه پناهندگی را نمی دهد.حالا شنیده می شود حسن بابک مدیر تیم های ملی کشتی فرنگی هم در آمریکا مانده تا محسن حاجی پور را به ایران بازگرداند و احتمالا این اتفاق ظرف چند روز آینده رخ بدهد. البته از همین حالا مسوولان فدراسیون این کشتی گیر را تهدید کرده اند که پس از بازگشت به ایران به خاطر سرباز زدن از قوانین، مطابق مقررات با او برخورد خواهد شد.با اینکه محسن حاجی پور کار اشتباهی انجام داده و او نمی بایست از مقررات کاروان کشتی سر باز می زد هیچ بحثی نداریم اما آیا نباید قبل از اینکه جوالدوزی به دیگران بزنیم ابتدا به خودمان سوزن بزنیم؟ آقایان مسوول در فدراسیون کشتی خوب می دانند که برای تقدیر از یک نفر نباید او را همراه تیم ملی به مسابقات اعزام کرد و راه های تشویقی بیشتری هم برای این کار وجود دارد. بعد هم اینکه این اولین بار نیست که تیم های کشتی ما عازم رقابت هایی که به خصوص در آمریکا برگزار می شود، شده و انواع و اقسام نفراتی که حضورشان در اردوی تیم ملی نیازی نداشته، حضور داشتند".
گفتنیست، سردبیر ایسکانیوز خود چند ماه پیش در حالی که برای پوشش خبری توافق اتمی به لوزان رفته بود، پناهنده شد.

نامه نرگس محمدی به لاریجانی: بنده محکوم به حبس شده‌ام، گناه فرزندان خردسالم چیست؟

نرگس محمدی، نائب رییس کانون مدافعان حقوق بشر در نامه‌ای به صادق آملی لاریجانی، رییس قوه قضاییه نسبت به اجازه ندادن مقام‌های مسئول به او برای تماس تلفنی با فرزندان خردسالش، اعتراض کرد.
این زندانی سیاسی محبوس در بند زنان زندان اوین که در غیاب همسرش، سرپرستی دو کودک هشت و نیم ساله‌اش را برعهده داشت، در تاریخ ۱۵ اردیبهشت ماه ۱۳۹۴ بدون ارسال احضاریه از سوی دایره اجرای احکام، توسط نیروهای امنیتی- قضایی بازداشت شد. در پی این بازداشت، کودکان خردسال خانم محمدی به نزد پدرشان در فرانسه رفتند.
او در این نامه با اشاره به پیگیری‌هایی که برای تماس با فرزندانش داشته و همچنین اجازه ندادن مقام‌های مسئول برای برقراری این تماس، نوشته است: «اگر گفته شود که تصمیم اتخاذ شده از سوی کارشناسان قضائی و امنیتی هدفی جز فشار و شکنجه روحی و روانی بر من مادر ندارد، باید بگویم از این رفتار درحیرتم که چرا دل‌هایشان برای دلتنگی‌های کودکانه فرزندان خردسالم ذره‌ای نمی‌لرزد.»
از همین‌رو این فعال حقوق بشر در نامه خود، از رییس قوه قضاییه پرسیده است که اگر او محکوم به تحمل حبس و زندان شده‌ است، گناه فرزندان خردسالش چیست؟
نرگس محمدی همچنین در این نامه با شرح اقدام‌هایی که به نادیده گرفتن حقوق دیگر مادران و زنان زندانی بند زنان زندان اوین منجر می‌شود، نوشته است که این اقدام‌ها می‌توانند حاکی از این امر باشند که منتقدان دلسوز، فاقد انسانیت و ویژگی‌های انسانی تصور شده و هر اقدامی علیه آنان روا و حلال شمرده می‌شود.
به گزارش سایت کانون مدافعان حقوق بشر، متن نامه نرگس محمدی به رییس قوه قضاییه در تاریخ شهریور ماه ۱۳۹۴ به شرح زیر است:
ریاست محترم قوه قضاییه
با سلام و احترام
اینجانب نرگس محمدی از تاریخ ۱۵/۰۲/۹۴ جهت تحمل حبس، توسط نیروهای امنیتی در منزل خود بازداشت شده‌ام. از زمان خروج همسرم- تقی رحمانی- از ایران در تاریخ ۲۴/۱۱/۹۱، سرپرستی کودکانم برعهده من بوده است. با بازداشت اینجانب، کودکان هشت و نیم ساله‌ام به‌ناچار ایران را ترک کرده و به کشور فرانسه رفته‌اند. از آن زمان تاکنون که دو ماه می‌شود، اجازه هیچگونه تماس تلفنی و صحبت کردن با فرزندانم به من داده نشده است. پیگیری‌های من از داخل زندان تاکنون مؤثر واقع نشده است و پاسخ مسئولان مربوطه این بوده که اجازه این تماس از مقامات بالا داده نشده است.
جناب آقای لاریجانی؛
زندانیان بند زنان اوین، از هرگونه تماس تلفنی با خانواده‌هایشان محروم هستند و تلفنی در این بند وجود ندارد. این در حالی است که در تمام زندان‌های کشور، تلفن‌های کارتی در بندها وجود دارد و زندانیان می‌توانند از طریق تلفن، پی‌گیر مشکلات، بیماری‌ها و در نتیجه رفع نگرانی‌های خود و خانواده‌هایشان باشند.
اما در بند زنان زندان اوین که ۲۰ زن و مادر در آن نگهداری می‌شود و برخی از آنها هشتمین سال حبس خود را می‌گذرانند، تلفنی وجود ندارد و در شرایط کاملاً استثنائی و بسیار حاد، امکان یک تماس تلفنی آن‌هم در ساختمان خارج از بند و در دفتر حفاظت یا اجرای احکام و در حضور مأموران برقرار می‌شود که شاید سالی ۳ یا ۴ بار بیشتر نباشد.
متأسفانه علی‌رغم موقعیت پیش آمده برای اینجانب یعنی رفتن کودکان خردسالم از ایران، به دلیل زندانی شدن مادرشان، همین امکان اندک و ناچیز هم ممنوع اعلام شده است.
ریاست محترم قوه قضاییه؛
من نمی‌دانم چنین تصمیم‌ها که نتیجه‌اش وارد آمدن فشار روحی و روانی بر زندانی است توسط کدام نهاد قضائی یا امنیتی اتخاذ شده است اما سئوال اینجا است که اگر بنده محکوم به تحمل حبس و زندان شده‌ام، گناه فرزندان خردسالم چیست؟
تا پیش از این، علی جان و کیانا جانم، لحظه لحظه زندگی‌اشان را در کنار مادر سپری می‌کردند اما به‌ناگاه با ورود مأموران امنیتی به منزلم و بدون ارسال احضاریه و حداقل آماده کردن کودکانم به لحاظ روحی و روانی و حتی اندیشیدن تمهیدی برای نگهداری‌شان، مادرشان را بازداشت کردند. این دو کودک خردسال که در نبود پدر، ناگهان با جای خالی مادر مواجه شدند، اکنون دو ماه است که حتی صدای مادرشان را نشنیده‌اند.
اگر گفته شود که تصمیم اتخاذ شده از سوی کارشناسان قضائی و امنیتی هدفی جز فشار و شکنجه روحی و روانی بر من مادر ندارد، باید بگویم از این رفتار درحیرتم که چرا دل‌هایشان برای دلتنگی‌های کودکانه فرزندان خردسالم ذره‌ای نمی‌لرزد.
همچنین با زندانی شدنم، هنوز صدای همسرم را نیز نشنیده‌ام. مقامات محترم با الفاظی نامناسب و توهین‌آمیز نسبت به همسرم این تماس‌های تلفنی را غیر ممکن اعلام کرده‌اند.
روزهای عجیب و پر از دل تنگی‌های غیر قابل وصفی را می‌گذرانم. من به‌عنوان یک مادر، از شنیدن صدای فرزندان هشت‌ونیم ساله‌ام محروم هستم. من به‌عنوان یک همسر، به‌دلیل نبودن همسرم در ایران، با تصمیم مسئولان از شنیدن صدایش محروم هستم. گوئی ارتباط خانوادگی‌ام را با عزیزترین عزیزانم به طور کامل قطع کرده‌اند؛ گوئی نه همسری داشته‌ام و نه مادری بوده‌ام.
آیا نتیجه این اقدام‌های غیر قانونی و غیر شرعی، شکنجه روحی و روانی زندانی و خانواده‌اش نیست؟
ریاست محترم قوه قضاییه؛
هدفم از نوشتن این نامه برای مسئولان نظام جمهوری اسلامی ایران این است که بگویم اگر فقط شنیدن صدای فرزندان عزیزم، غم و اندوه و دلتنگی‌های دردناکم بود، حاضر به نوشتن این نامه نبودم؛ اما تصور و فهم من از این قبیل اقدامات این است که آنها «مادرانگی»، «زنانگی» و «انسانیت» ما را نادیده می‌گیرند و این چیزی نیست که با تقلیل به شنیدن یا نشنیدن صدای عزیزترین عزیزانمان از آن بگذریم.
این اقدام‌ها می‌توانند حاکی از این امر باشند که منتقدان دلسوز، فاقد انسانیت و ویژگی‌های انسانی تصور شده و هر اقدامی علیه آنان روا و حلال شمرده می‌شود.
این در حالی است که در نظام جمهوری اسلامی آنچه که توسط مسئولان از تریبون‌ها اعلام می شود، مسئله اخلاق و رحمت اسلامی است اما چنین برخوردی با منتقدان، نه‌تنها رنگی از اخلاق و رحمت اسلامی ندارد بلکه حاکی از اعمال خشونت‌بار است. اگر حاکمان این نظام در سخنرانی‌های خود، اعمال خشونت‌بار برفرزندان و مادران غزه، یمن و سوریه که در حال جنگ هستند را مذموم می‌شمارند و همچنین رفتار گروه‌های تروریستی را مخدوش کردن چهره رحمانی اسلام و ارائه چهره‌ای خشونت‌بار از اسلام می‌دانند، چگونه است که در کشور اسلامی ایران که ادعای اقتدار، ثبات، صلح، امنیت و پیروزی در مقابل دولت‌های مقتدر جهان را دارد، صحبت تلفنی یک مادر با فرزندان خردسال و معصومش، تهدید امنیت ملی ارزیابی شده و مانع از انجام آن می‌شوند؟ با اینگونه به حبس کشاندن زنان و مادران این سرزمین، چگونه آن ادعاها و این رفتارها را می‌توان کنار هم گذاشت و پذیرفت و سکوت کرد.
من یک مادرم و اگر مادر بودن من به‌رسمیت شناخته نمی‌شود، من یک دخترم و اگر فرزند بودن من به‌رسمیت شناخته نمی‌شود، من یک همسرم و اگر همسر بودن من به‌رسمیت شناخته نمی‌شود، راهی جز اعتراض بر این شیوه غیر اخلاقی ندارم.
نرگس محمدی

موج جدیدی از دستگیری فعالان مدنی بازداشت کارگران؛ حمله امنیتی‌ها به خانه‌های دانشجویان


محمود صالحی، فعال کارگری که به اتهاماتی نظیر تبیلغ علیه نظام به ۹ سال زندان محکوم شده در مصاحبه با روز می‌گوید به دلیل ابتلا به بیماری، نیاز به چهار ساعت مداوای هفتگی در بیمارستان دارد و در حکم سنگینی که برای وی صادر شده گذشته و فعالیت‌هایش لحاظ شده است.
صدور حکم علیه این این فعال کارگری تنها چند روز پس از مرگ بحث‌برانگیز شاهرخ زمانی، دیگر فعال کارگری در زندان صورت گرفت است. در ادامه برخوردها با فعالان در حوزه‌های مختلف، تعداذی از دانشجویان دانشگاه‌های تهران، یک فعال کارگری و همچنین تعدادی فعال سیاسی بازداشت شده‌اند.

محمود صالحی: فعالیت‌های من علنی است
 کمیته هماهنگی برای کمک به ایجاد تشکل های کارگری و کمیته دفاع از فعالین کارگری اعلام کرده‌اند که محمود صالحی، فعال کارگری در کردستان، از سوی دادگاه انقلاب اسلامی سنندج ‌به اتهام‌های امنیتی به ۹ سال زندان محکوم شده است.
آقای صالحی که از فعالان این دو تشکل کارگری است با تائيد خبر به روز می‌گوید:‌ "در روزهای ۱۵ و ۲۹ مردادماه در شعبه اول دادگاه انقلاب سندج محاکمه شدم. بعد از محاکمه، روز ۲۵ شهریورماه به دادگاه انقلاب سنندج احضار شدم و همانجا حکم ۹ سال زندان را به من ابلاغ کردند. دو اتهام مطرح شده است. یکی تبلیغ علیه نظام که یک سال و نیم حبس برای آن در نظر گرفته شده و دیگری عضویت در جمعیت‌های معارض کشور که ۷ سال و نیم مجازات برای آن در نظر گرفته‌اند."
این فعال کارگری می‌گوید: "همه فعالیت‌های من عنلی است. اگر علنی نبود، مجازات آن محارب بود. با توجه به علنی بودن این فعالیت‌ها، اتهام از رده محارب خارج و تبدیل به این حکم سنگین شده است."
آقای صالحی در اردیبهشت‌ماه گذشته در آستانه روز جهانی کارگر بازداشت و بعد از به علت وخامت حال جسمانی، پیش از مهلت بازداشت موقت از زندان آزاد شد. بازداشت این فعال کارگری که همزمان با بود با بازداشت تعدادی از فعالان کارگری با اعتراض برخی از نهادهای جهانی مدافع حقوقق کارگران روبرو شد.
محمود صالحی به بیماری کلیوی ابتلا دارد. او پس از زندان گفت که کلیه هایش را از دست داده است. او می‌گوید در حاضر هر هفته به چهار ساعت دیالیز در بیمارستان سقز نیاز دارد.
حکم ۹ سال زندان برای این فعال کارگری قطعی نیست و وی تا ۱۵ مهرماه فرصت دارد به این حکم اعتراض کند.

 بازداشت فعالان کارگری
همزمان با صدور این حکم، علی نجاتی از اعضای سندیکای کارگران نیشکر هفت‌تپه در تهران بازداشت شد.
به گزارش هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، مأموران اداره اطلاعات با در دست داشتن حکم دادستانی، پس از مراجعه به خانه علی نجاتی، ضمن تفتیش منزل و توقیف بعضی از وسایل مانند کیس کامپیوتر، او را با خود برده‌اند.
این بازداشت در پی مرگ جنجال برانگیز شاهرخ زمانی در زندان رخ داد. آقای زمانی روز یکشنبه، ۲۳ شهریورماه به علت آنچه "سکته مغزی" در زندان رجایی شهر کرج خوانده شده درگذشت. او پیش از بازداشت عضو هیئت مدیره کمیته پیگیری برای ایجاد تشکل‌های مستقل کارگری و عضو هیئت بازگشایی سندیکای کارگران ساختمان و نقاشان بود.
در مراسم خاکسپاری شاهرخ زمانی در تبریز چند تشکل‌ کارگری، از جمله سندیکای کارگران نیشکر هفت‌تپه در بیانیه ای مشترک مسئولیت مرگ این فعال کارگری با بر عهده مقامات حکومتی ایران گذاشتند. محمود صالحی نیز در مصاحبه با روز می‌گوید شاهرخ زمانی در زندان "کشته" شده و اعتراضات به مرگ او راه به جایی نمی‌برد.
درگذشت شاهرخ زمانی با واکنش‌های گسترده نهادهای مدافع حقوق بشر و تشکل‌های مدافع حقوق کارگران شده است. از جمله سازمان عفو بین‌الملل و کنفدراسیون بین‌المللی اتحادیه‌های کارگری خواستار انجام تحقیقات دلایل مرگ شاهرخ زمانی شده‌اند.
در ادامه برخورد با فعالان کارگری، هرانا اخیرا گزارش کرده که محمدرضا کریمی، فعال کارگری شاغل در اداره بنادر بندر لنگه دو هفته پیش بازداشت شده است.

بازداشت دانشجویان در تهران و کرج
در روزهای گذشته همچنین گزارش شده که نیروهای امنیتی به دو منزل دانشجویی در تهران و کرج حمله کرده و تعدادی از دانشجویان را بازداشت کرده‌اند.
سیامک ملامحمدی، حسین جندقیان، کیانا کریم‌پور، سپهرداد صاحبان، مهربان کشاورزی و … از جمله دانشجویان دانشگاه‌های خواجه‌نصیر، علامه طباطبایی و دانشگاه تهران هستند در هفته گذشته بازداشت شده‌اند.
گفته می‌شود این افراد به زندان اوین منتقل شده‌اند اما با وجود پیگری‌های مدام خانواده وضعیت و محل دقیق نگهداری آنها کمامان نا مشخص است.
همچنین گزارش شده که ماموران پیش از حمله به دسکم یکی از این منازل، اقدام به شکتن قفل و پنجره خانه کرده‌اند.
مقامات حکومتی در مورد بازداشت این دانشجویان اظهار نظر نکرده و مشخص نیست آنها به چه دلایل و با چه اتهاماتی بازداشت شده اند.

پرونده‌سازی جدید برای رسول بداقی؛ ۳ سال حبس دیگر
برخوردهای هفته گذشته محدود به فعالان کارگری و دانشجویان نبود. بعد از موج بازداشت فعالان معلمان که عمدتا از اعضای کانون صنفی معلمان ایران/تهران هستند، رسول بداقی، معلم زندانی که به تازگی شش سال از حبس خود را سپری کرده بود، با پرونده‌سازی جدید درون زندان، به سه سال حبس تعزیری دیگر محکوم شده است.
از اسفندماه گذشته که اعتراضات معلمان در ایران فراگیر شد، شماری از فعالان فرهنگی و صنفی در تهران و شهرستانها بازداشت شده‌اند. تنها در ماه گذشته محمدرضا نیک‌نژاد، مهدی بهلولی و محمود بهشتی لنگرودی از اعضای این کانون بازداشت شده‌اند. اسماعیل عبدی، دبیر کل این سازمان و ‌علی اکبر باغانی و رسول بداقی دیگر اعضای زندانی این کانون صنفی هستند به اتهام‌های امنیتی بازداشت شده و در زندان به سر می‌برند.
هفته گذشته علی‌اصغر فانی وزیر آموزش و پرورش تاکید کرد که وضعیت فعالان بازداشتی فرهنگی را پیگیری می‌کند. او که از معلمان بازداشتی به عنوان "همکاران" یاد کرد بود، نسبت به آزادی آنها "همزمان با بازگشایی مدارس" ابراز امیدواری کرد.
در هفته گذشته علاوه بر فعالان صنفی و دانشجویی تعدادی از فعالان سیاسی و رسانه‌ای هم بازداشت شدند. وبسایت "ملی مذهبی" از بازداشت شاپور رشنو، از فعالان این گروه سیاسی در اندیمشک خبر داد. این سایت نوشته دست‌کم ۱۰ فعال مدنی دیگر هم در اندیمشک بازداشت شده اما تعدادی از آنها به فاصله کوتاهی آزاد شده‌اند.
سازمان گزارشگران بدون مرز نیز در بیانیه ای بازداشت دو وب‌نگار در روزهای اخیر در ایران را محکوم کرده است. این سازمان می‌گوید آرش زاد، سردبیر سایت وبلاگینا و محسن صادقی‌نیا، نویسنده وبلاگ چشمان باز، در روزهای اخیر بازداشت شده‌اند.

بی خبری از وضعیت شاپور رشنو و فعالان مدنی بازداشت شده در اندیمشک



shapour rashno
علیرغم ارجاع پرونده بازداشت شدگان شهر اندیمشک به شعبه سه بازپرسی این شهر، از اتهامات و محل بازداشت آنان همچنان اطلاعی در دست نیست.
به گزارش خبرگزاری هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، دادستانی اندیمشک روز شنبه اعلام کرده که پرونده افراد بازداشت شده در اختیار شعبه سه بازپرسی شهر اندیمشک قرار گرفته است.
همسر “شاپور رشنو” در گفتگو با خبرنگار هرانا در ارتباط با نحوه بازداشت شدن همسرش و دیگر فعالان مدنی اندیمشک گفت: “بامداد چهارشنبه ساعت یک و نیم صبح حدود پانزده تا بیست نفر به منزل ما ریختند و تا سه صبح در خانه ما بودند. تمام کسانی هم که آن شب بازداشت شدند به همین ترتیب و با همین تعداد نفر بطور همزمان به خانه هایشان هجوم آورده شده و بازداشت شدند.
تمام وسائل مانند کتاب، جزوات، کامپیوتر و گوشی تلفن های همراه تمام کسانی که در خانه بودند به مانند برادر، همسر و خواهر ایشان را برداشتند. خودشان هم می گفتند که سروصدا نکنید که آبرویتان در محل می رود.”
همسر این فعال مدنی زندانی همچنین با ذکر این مطلب که بازداشت کنندگان حکم بازداشت و بازرسی داشتند اعلام کرد که روز شنبه دادستانی شهر اندیمشک اعلام کرده است که پرونده افراد بازداشت شده در اختیار شعبه سه بازپرسی شهر اندیمشک است.
همسر شاپور رشنو همچنین در ارتباط با وضعیت همسرش و دیگر فعالان مدنی بازداشتی در اندیمشک گفت که “نمی گویند کدام زندان و کجا هستند. زیر بازجویی هستند و شاید تا یک ماه هم طول بکشد. ممنوع الملاقات هستند هیچ تماسی گرفته نشده و هیچ خبری از ایشان نیست.”
لازم به ذکر است که “مادر امیر رحیم خانی” که به همراه افراد دیگر بازداشت شده بود روز گذشته و با قرار وثیقه ۱۰۰ میلیون تومانی آزاد شد.
بامداد چهارشنبه ۲۵ شهریورماه، نیروهای امنیتی با هجوم به منازل فعالان مدنی و کارگری شهر اندیمشک، شاپور رشنو فعال مدنی با گرایشات ملی مذهبی و تعداد دیگری از فعالین مدنی و کارگری اندیمشک از جمله آقایان “علی محمد جهانگیری”، “امیر رحیم خانی” و مادرش و “علی نجاتی” از فعالان سندیکای کارگران هفت تپه را بازداشت کردند.
هنوز از انگیزه این بازداشت های گسترده و همزمان در اندیمشک خبری در دست نیست.

امتناع بیمارستان از پذیرش یک زندانی


حسن طفاح
 حسن طفاح، زندانی ۸۶ ساله زندان رجائی شهر صبح روز گذشته و علی رغم اعزام به بیمارستان امام خمینی از سوی این بیمارستان پذیرش نشد و به زندان برگشت.
به گزارش خبرگزاری هرانا، ارگان مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، حسن طفاح، زندانی ۸۶ ساله زندان رجائی شهر که به بیماری سرطان خون مبتلاست، صبح روز گذشته و علی رغم اعزام به بیمارستان امام خمینی از سوی زندان، از بستری شدن ایشان توسط مسئولان این بیمارستان ممانعت به عمل آمد و به محل حبس خود در زندان رجائی شهر بازگشت.
گفتنی است که حال این زندانی ۸۶ ساله زندان رجائی شهر به دلیل سرطان خون، ضعف شدید و وضع جسمانی نامناسب شدیدا وخیم گزارش شده است.
لازم به ذکر است که حسن طفاح، علیرغم گذشت یک سال از پذیرفته شدن عدم تحمل کیفر ، همچنان زندانی است و از آزادی، اعزام به مرخصی و یا حتی اعزام به بیمارستان او جلوگیری می شود.
حسن طفاح در سال ۱۳۸۷ توسط نیروی‌های امنیتی دستگیر و از سوی شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب تهران به ریاست قاضی صلواتی به اتهام جاسوسی و تبلیغ علیه نظام به ۱۵ سال حبس تعزیری محکوم شده است.

محسنی اژه‌ای: اقدام قضایی بررسی علت سکته شاهرخ زمانی انجام می‌شود



ـshahroukh zamaniو
به گزارش خبرگزاری هرانا به نقل از ایلنا، غلامحسین محسنی‌اژه‌ای٬ در خصوص علت فوت شاهرخ زمانی از فعالان کارگری که چندی پیش در زندان در گذشت٬ گفت: “افرادی که متهم هستند و محکوم می‌شوند اگر نگوییم بیش از سایر افراد دچار مشکلات جسمی و روحی می‌شوند به اندازه آنها با این مشکلات مواجه خواهند شد٬ به هرحال بیرون از زندان هم مریض می‌شوند و سکته می‌کنند”.
قائم مقام دستگاه قضا افزود: “شکل ظاهری این مسئله نشان می‌دهد که متهم سکته کرده است٬ اما در مورد اینکه علت سکته او چه بوده در حال بررسی هستیم، در این مورد پزشک باید نظر بدهد قاضی نمی‌تواند نظر شخصی بدهد، ما همه اقدامات قضایی لازم را برای بررسی علت سکته این متهم انجام می‌دهیم٬ اما نتیجه نهایی هنوز اعلام نشده است”.
سخنگوی قوه قضاییه در پاسخ به این سوال که گفته می‌شود متهم در طول این مدت به مرخصی نرفته بوده است٬ گفت: “از این موضوع اطلاعی ندارم. مرخصی زندانیان ضوابطی دارد، گاهی مرخصی رفتن آنها مضر نیست و گاهی بر عکس در این مورد هم جز در مورد استثنایی فرد تصمیم نمی‌گیرد بلکه شورا تصمیم می‌گیرد، معیارهایی برای اعطای مرخصی به زندانیان وجود دارد اما در کل در حال بررسی علت سکته این متهم هستیم و نتیجه نهایی هنوز مشخص نشده است”.
یکشنبه ۲۲ شهریور، شاهرخ زمانی، کارگر زندانی در زندان رجائی شهر، در پنجمین سال حبس بدون مرخصی خود، در زمانی مابین صبح تا پیش از ظهر در زندان رجائی شهر کرج فوت کرد.
شاهرخ زمانی در شهریور ماه ۱۳۹۳ اجازه حضور در مراسم ازدواج دخترش را پیدا نکرد و در بهمن ماه ۹۳ نیز این فعال کارگری نتوانست حتی برای مدتی کوتاه در خاکسپاری و تشییع مادرش حضور داشته باشد، این در حالی است که به دلیل دوری مسافت تبریز تا کرج وی امکان ملاقات مستمر با اعضای خانواده را نیز نداشت.
شاهرخ زمانی فعال کارگری و نقاش ساختمان آخرین بار چهاردهم خرداد ماه ۱۳۹۰ در تبریز بازداشت  شد و مدت ۳۶ روز در سلول انفرادی نگهداری شد، به گفته منابع هرانا تاریخ بازداشت رسمی وی نوزدهم خرداد ماه قید شده که نشان دهنده این است که وی به مدت ۵ روز بدون هیچ حکم قضایی و کاملا غیر قانونی بازداشت شده است. شعبه یک دادگاه انقلاب تبریز به ریاست قاضی حملبر، شاهرخ زمانی را به اتهام تبلیغ علیه نظام و تشکیل گروه به قصد بر هم زدن امنیت ملی به ۱۱ سال زندان محکوم کرد که این حکم عینا در دادگاه تجدید نظر تأیید شد.
پس از پایان بازجویی ها در تاریخ ۲۷ مهر ماه ۱۳۹۰ با قرار وثیقه ی ۲۰۲ میلیون تومانی از زندان مرکزی تبریز آزاد و پس از مدت کوتاهی در تاریخ ۲۴ دی ماه همراه با محمد جراحی در محل کارش دستگیر و برای اجرای حکم به زندان مرکزی تبریز منتقل شد.
در ابتدای ورود به زندان تبریز به طور غیر قانونی وی را بیش از یک ماه در بند قرنطینه ی زندان نگه داشتند، وی در اعتراض به این عمل مجددا دست به اعتصاب غذا زد و پس از مدتی به بند مالی زندان تبریز منتتقل شد. وی در طول مدت حبس خود در این زندان بارها از بندی به بند دیگر منتقل شده و مورد آزار و اذیت قرار گرفت. در نهایت وی را به بند ۱۵ متادون که مخصوص معتادین بوده و به لحاظ بهداشتی نیز وضعیت نامساعدی دارد، منتقل کردند. بنا بر گزارش ها در این بند انواع بیماری های خطرناک مانند ایدز و هپاتیت شیوع گسترده ای دارد.
در تاریخ ۷ خرداد ماه ۱۳۹۱ وی را به طور غیر قانونی و بدون حکم قاضی با دست بند و پابند از زندان تبریز خارج کرده و به زندان یزد منتقل کردند. در هفدهم مرداماه وی مجددا به زندان تبریز بازگردانده شد و در نهایت در تاریخ ۲۲ مهر ماه به زندان رجایی شهر کرج منتقل شد.
شاهرخ زمانی بار دیگر در تاریخ ۱۷ شهریور ماه ۱۳۹۲ از زندان رجایی شهر کرج به تبریز منتقل شده و در شعبه‌ی ۲ دادگاه انقلاب تبریز به اتهام توهین به رهبری محاکمه و متعاقبا به تحمل ۶ ماه حبس تعزیری دیگر محکوم شد.
این کارگر زندانی در روز ۲۰ اسفند ماه ۱۳۹۲ به زندان قزلحصار کرج انتقال یافت و در اعتراض به این انتقال دست به اعتصاب غذا زد. پس از اعتصاب غذا مسولان وی را مجددا در تاریخ ۲۵ فروردین ماه ۱۳۹۳ به زندان رجایی‌شهر کرج منتقل کردند.
این فعال کارگری پیش از این نیز در سال ۱۳۷۲ به اتهام فعالیت غیرعلنی در سندیکای نقاشان بازداشت شده و حدود ۱۸ ماه زندانی شده بود.
شاهرخ زمانی عضو هیات مدیره کمیته پیگیری برای ایجاد تشکل‌های مستقل کارگری و هیات بازگشایی سندیکای کارگران ساختمان و نقاشان، در بند سیاسی زندان رجایی شهر کرج پنجمین سال حبس بدون مرخصی خود را سپری می کرد.

تصویب فوریت طرح اعطای تابعیت به فرزندان حاصل از ازدواج زنان ایرانی با مردان خارجی


majles
 نمایندگان مجلس به دو فوریت طرح اعطای تابعیت به فرزندان حاصل از ازدواج زنان ایرانی با مردان خارجی رای موافق دادند.
به گزارش خبرگزاری هرانا به نقل از فارس، دو فوریت طرح اعطای تابعیت به فرزندان حاصل از ازدواج زنان ایرانی با مردان خارجی توسط نمایندگان مجلس شورای اسلامی در جلسه علنی صبح امروز یکشنبه ۲۹ شهریور به تصویب رسید.
نمایندگان با ۱۴۰ رای موافق، ۳۶ رای مخالف و ۷ رای ممتنع از مجموع ۲۰۲ رای به دو فوریت طرح مزبور رای موافق دادند.